سيف بن محمد سيفى هروى

65

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

همه را ميان به دو زدند . شاهزاده تبسين اقول با غنيمت بىحد از پى نكودر بازگشت . ملك تاج الدين كرد با دو هزار سوار از مستنگ بيرون آمده بود و به استقبال نكودر مىآمد . [ 271 ] در راه نكودر منهزم به دو رسيد . از اين جانب ملك شمس الدين ، ملك اختيار الدين تولك و پهلوان محمد نهى و مجد عرض را با دو هزار [ مرد ] فرستاده بود تا راههاى مستنگ را محافظت نمايند . ملك اختيار الدين تولك چون به هفت فرسنگى بينى گاو رسيد ، قبيله‌اى بود آنجا ، از اوغانان ، قرب دو هزار مرد ، و مهتر ايشان را هرموزترى گفتندى . مردى بود در غايت جلادت و نهايت مردانگى ملك اختيار الدين و پهلوان محمد و مجد مفاجا بر خيل خانهء او زدند و دست به قتل و نهب برآورد . هرموزترى در خيمهء خود با مطربه شراب مىخورد ؛ سراسيمه بيرون جست و بانگ بر قوم خود زد . در حال دو هزار مرد اوغانى ديوصفت ، همه آمادهء مقاتلت بر درگاه او جمع شدند . هرموزترى چون عفريت خشم‌آلود حمله كرد و مجد عرض را با هفت تن به قتل آورد . پهلوان محمد نهى [ 272 ] بر هرموزترى حمله كرد . هرموزترى جنگ مىكرد و پس مىرفت تا پنا [ ه ] بر كوه برد . برادر هرموزترى - دودور نام - رفته بود تا ملك تاج الدين كرد را خبر كند . در بينى گاو به ملك تاج الدين رسيد و آنچه ديده بود به سمع او رسانيد . ملك تاج الدين كرد برفور كوس فرو كوفت و با شش هزار مرد اوغانى روى به جانب ملك اختيار الدين تولك و پهلوان محمد نهى آورد . تا نماز ديگر هردو سپاه باهم حرب كردند . چون شب درآمد ، ملك تاج الدين مراجعت نمود و پهلوان محمد نهى پيش ملك شمس الدين آمد . ملك او را بنواخت و به خلعت خاص مخصوص [ 273 ] گردانيد . از آنجا ملك شمس الدين در شوال سنهء مذكور عنان عزيمت به سوى قلعهء محروسهء خيسار تافت . روزى چند مقام فرمود و بعد از آن به شهر هرات رفت . 45 . حكايت مركتاى و ملك تاج الدين خار چون شهر احدى و ستين و ستمايه ( 661 ) درآمد ، در اين سال ميان ملك شمس الدين و مركتاى عداوت هرچه تمامتر [ 274 ] ظاهر گشت و سبب آن بود كه : در آن وقت كه پادشاه هلاكو خان بغداد را فتح كرد ، مركتاى ، دختر سليمان را كه از مقربان درگاه خليفه بود ، به مبلغ پنج هزار دينار از علم‌داران خاص هلاكو خان باز خريد ، و اين دختر در غايت ملاحت و خوبى بود و نهايت كشى و خوشى . [ 276 ] [ و ] با خود به شهر هرات آورد . چون